محمد رضا واليزاده معجزى
393
تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )
دستخط مشروطيت و تنفيذ حكومت ملى مرتكب خبط عظيمى شده و برادرش محمد على شاه كه اواخر عمر مظفر الدين شاه از تبريز به تهران احضار شده و موقع امضا نظامنامه مجلس در آخرين روز زندگانى پدرش دست او را گرفته و روى صفحه كاغذ گذاشته تا امضا كند و يا به قول خودش در صدور فرمان مشروطه مشوق پدر بوده ، هم شريك اين جرم است و سالار الدوله كه خيرخواه ملت ايران است ، مىخواهد با كمك عشاير غرب مخصوصا لرستانيها كه ايرانيان پاك نژاد و آرياييهاى بىغل و غشاند ، اين بساط خطرناك و مضر كه ايران را به پرتگاه سقوط سوق خواهد داد ، سرنگون سازد و خود زمام امور را در دست گرفته ، ملت ايران را چهار اسبه به سرمنزل سعادت و ترقى رهبرى كند و خرابكاريهاى آباء و اجداد خويش را جبران نمايد . فصل مربوط به مكاتبات سالار الدوله و دولت و حكمران ثلاث و تلگراف محمد على شاه و غيره و نامه مأمور مخفى سفارت انگليس دخالت سفراء بيگانه در امور داخلى ايران از زمانى شروع مىشود كه جنگهاى ايران و روس به نفع روسيه تمام شد و با عقد عهدنامههاى گلستان و تركمانچاى ايران از شمار دول بزرگ خارج شد و روزبهروز سير نزول و قهقرايى پيموده و به موازات آن دخالت اجانب در امور داخلى كشور رو به فزونى نهاد ، در زمان احمد شاه به نهايت شدت خود رسيد تا به آنجا كه از استقلال ايران جز اسم بىمسمايى وجود نداشت . در مبارزات فيما بين مشروطهخواهان و مستبدين بهطور علنى و آشكار انگلستان از مشروطهخواهان و روسيه از دستگاه استبداد جانبدارى مىكردند . سالار الدوله كه صلاح كار خود را در اتكاء به دولت انگلستان تشخيص داده بود چنانكه مشروحا نوشتيم ، با تلقينات ملك المتكلمين خود را طرفدار مشروطيت جلوه داد و با سران مشروطه رابطه برقرار ساخت و وجوهى نيز به عنوان كمك براى آنان فرستاد و به مجلسيون اميدواريها داد ولى آزادىخواهان چون اعتماد و اطمينان كامل به اين شاهزاده كم تجربه نداشتند ، در ترجيح آن به محمد على شاه ترديد داشتند و در اين خلال كه شاهزاده بدون تمهيد مقدمات كافى و محكم نمودن جاى پاى خود در محيط مجلس و مجلسيون با سپاهى گران ولى بىنظم و عنان گسيخته از خرمآباد به نهاوند حركت كرد تا به سوى تهران حملهور شود ، به ميزان سبكسرى و سطحى بودن افكار و اعمال شاهزاده وقوف حاصل كرده و پيش خودشان انديشيدند كه اگر به پشتيبانى شاه برخيزند و قيام سالار الدوله را درهم كوبيده شاه خرسند شده و طريق مدارا و سازش را با آنها شعار خواهد